جای خالی چینی فروشان درکانون پرورش  فکری



شبکه جنیش راه سبز(جرس):علی اکبر چینی فروشان رئیس سازمان پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران پس از 17 سال فعالیت بعنوان مدیر این کانون با فشار دولت کودتا بازنشسته شد.

 

 

به گزارش امروز حدود یک ماه پیش در مراسمی که برای قدردارنی از نویسندگان مقالات در مجلات و نشریات کودکان برگزار شده شود، ساجده عرب سرخی فرزند فیض الله عرب سرخی عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جزو یکی از برندگان جایزه بود که در هنگام دریافت جایزه در سخنان کوتاهی یاد پدرش را گرامی داشت.

 

پس از این اتفاق حراست سازمان پرورش فکری با اعتراض نسبت به این مسئله مقصر اصلی در این اتفاق را رئیس سازمان و معاون پژوهشی سازمان معرفی می کند و چینی فروشان نیز در پاسخ به این اعتراض خطاب به آنان اظهار می دارد که حتی در مراسم  رهبری نیز معترضان اجازه می یابند که سخن بگویند و به ماجرای دانشجوی دانشگاه شریف اشاره می کند.

 

با ادامه فشارهای دولت کودتا چینی فروشان در نهایت بازنشستگی پیش از موعد را به برکناری ترجیح می دهد و پس از 17 سال فعالیت از سمت خود کناره می گیرد.
گفتنی از مراسم مذکور ساجده عرب سرخی گفته بود: همیشه در چنین مراسم هایی که برگزار می شد، پدرم در ردیف های ابتدایی می نشست و مرا مورد تشویق قرار می داد،اما امروز ایشان در اوین گرفتار است و من بدون حضور او جایزه ام را دریافت می کنم.


 

نماهنگ دیگر برای ۲۲ بهمن



لینک برای دانلود

نماهنگ دیگر برای 22 بهمن.zip

احضار همسر و فرزندان محمد نوری زاد به اوین



شبکه جنبش راه سبز(جرس): همسر و فرزندان محمد نوری زاد، روزنامه نگار زندانی برای “ادای برخی توضیحات” به دادسرای انقلاب اسلامی مستقر در زندان اوین احضار شده اند.

 

آنها صبح امروز –سه شنبه –باید خود را به یکی از شعبه های بازپرسی در زندان اوین معرفی کنند.این نخستین بار در موج بازداشت های گسترده پس از انتخابات است که همه اعضای خانواده یک زندانی سیاسی به دادگاه انقلاب احضار می شوند.

 

 

به گزارش خبرنگار کلمه ،خانواده نوری زاد پس از گذشت نزدیک به دوماه که از زندانی بودن وی می گذرد هنوز نتوانسته با او ملاقات ویا حتی تماس تلفنی داشته باشند و همین موضوع نگرانی ها را در باره سلامت نوری زاد افزایش داده است .

 

خانم نوری زاد سه هفته پیش برای شرح رنج هایی که در این مدت بر او و فرزندانش رفته است به ملاقات جعفری دولت آبادی ، دادستان تهران رفت تا به او یاد آور شود که اکنون همسرزندانی اش از کمترین حقوق شهروندی یعنی تماس با خانواده محروم است. فاطمه ملکی از دادستان تهران درخواست کردکه به خانواده اجازه ملاقات، تماس تلفنی و پیگیری پرونده همسرش داده شود .دادستان در پاسخ به اعتراض همسرنوری زاد بود : ” تا زمانی افکار ایشان مهار نشود ،به هیچ یک از خواسته های شما پاسخ داده نخواهد شد.”

 

خانم ملکی ،همسر محمد نوری زاد ،پس از این ملاقات در نامه ای سرگشاده خطاب به مردم ایران ، نوشت :

 

“اگر “مهار افکار افراد” در قوانین اسلامی، مدنی و یا انسانی ما، حقیقتاً از جایگاه قابل اعتنایی برخوردار است، و اگر امروز به جایی رسیده ایم که باید شمشیرها را علیه “اندیشه”ی افراد بالا ببریم، باکی نیست. چه؛ او خودش سال ها پیش در مناجات روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان،* خطاب به ابوذر می نویسد: “…هان ای ابوذر خوب، تو مگر چه گفتی و چه کردی که تو را به این ورطه ی بلا تبعید کرده اند؟ تو نه از اشراف بودی، نه سپاه داشتی و نه زور؛ تو اساساً جز زبانت که سرخ و صریح بود و از ایمانت گرما می گرفت، هیچ نداشتی. تو ای ابوذر خوب، نه وامدار کسی بودی و نه انتظار داشتی مردمان به خاطر سالها مجاهدت و یاوری پیامبر خدا، مطیع و دست به سینه ی تو باشند. نه بابت سالها خون دل خوردن و شمشیر زدن و پاک بودن و گرسنگی کشیدن از کسی طلبکار بودی و نه ایمانت را از سر راه آورده بودی که اجازه بدهی نوکیسه ها و ازراه رسیده ها و سراسیمگان، هرکس که می خواهند باشند، به اسم اینکه حالا منصبی یافته اند و موقعیتی به دست آورده اند، پوست از تن دین خدا بکنند و هیچ از او به جا نگذارند…”

 

برخی از فعالان حقوق بشر احضار خانواده این روزنامه نگار و فیلمساز زندانی را با نامه سرگشاده همسر وی خطاب به مردم ایران مرتبط می دانند.

 

محمد نوری زاد، از تاریخ ۲۹ آذر تا به امروز در بازداشت به سر می برد و تاکنون هیچ گونه تماس تلفنی یا حضوری با خانواده اش نداشته است.

 

این روزنامه نگار ،مستند ساز و کارگردان تلویزیون که با یک تماس تلفنی به دادسرا احضار شده بود به اتهام توهین به مسئولین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۹ آذرماه بازداشت شد.او که از منتقدین دولت احمدی نژاد است در آخرین یادداشتی که در وبلاگ شخصی خود نوشت از صادق لاریجانی ،رییس قوه قضاییه انتقاد کرده بود.
 

اختصاصی جرس/  تقاضاهای آیت الله موسوی اردبیلی از رهبری : آزادی بی قید و شرط زندانیان و طرد افراطیها



آیت الله موسوی اردبیلی به رهبری گفت برای حل بحران پس از انتخابات به دیدار شما آمده ام. اما رهبری"شرائط بحرانی" را نپذیرفت -


به گزارش خبرنگار جرس، وی اینگونه آقای خامنه ای را نصیحت کرد: "شما جای  حضرت امام نشسته اید، شکست شما شکست انقلاب و لطمه با اسلام و تشیع است. باید همه به سمت حل این بحران حرکت کنیم. من سران معترضین شما را در تهران و قم می شناسم و شهادت می دهم قصدشان اصلاح امور کشور بر اساس قانون اساسی است و هیچیک قصد سرنگونی شما را نداشته و ندارند. نگرانی شما از این بابت بجا نیست."" آیت الله اردبیلی افزود:" شما مرا بیش از سی و پنج سال است می شناسید، جز خیر شما را نمی خواهم، پایم هم لب گور است." آقای خامنه ای خیرخواهی ایشان را تصدیق کرد


به گزارش خبرنگار ما از تهران آیت الله موسوی اردبیلی اینگونه ادامه داد:" شما برای ملت پدری کنید. چرا باید اینگونه تلقی شود که شما یک سر دعوا هستید و از افرادی که مقبول ملت نیستند حمایت می کنید؟ از اینها فاصله بگیرید و سخنان معترضان را بشنوید."


 
آنگاه وی پیشنهادهای مشخص خود را اینگونه با آقای خامنه ای در میان گذاشت:" اولا برای حل سریع بحران همه زندانیان وقایع اخیر را بدون قید و شرط آزاد کنید." آقای خامنه ای بلافاصله پاسخ داد: "مجرم را چگونه آزاد کنیم؟"


آیت الله اردبیلی گفت: "آنها را که من می شناسم و ظاهرا همه شاخصها را نیز می شناسم، اینها مجرم نیستند، نه اینکه عفوشان کنید، عرض کردم آزادشان کنید. حتی اگر مجرم هم بودند - که نیستند - مگرعفو مجرمین آن هم در سالروز انقلاب  اسلامی سیره مرحوم امام نبود؟ تقاضای دوم، اطرافیان افراطی را از خودتان دور کنید. اگر شما به این دو تقاضا که تقاضای همه علاقه مندان انقلاب است عمل کنید من هم در عوض قول می دهم با همین پای علیل در قم راه می افتم و بیت به بیت برای دولت مورد نظر شما تأیید می گیرم."
حبر نگار جرس می افزاید، مقام رهبری ضمن تشکر گفت: "شما حتما این کار را بکنید." آیت الله موسوی اردبیلی نیز با  لبخند گفت:" عرض کردم مشروط به آنکه حضرتعالی هم به دو خواسته حقیر عمل فرمائید." که آقای خامنه ای جوابی نمی دهد.


 
اما خبرنگار ما می افزاید رهبری تا درب ورودی آیت الله موسوی اردبیلی را مشایعت کرد. لازم به ذکر است در خبر قبلی تقاضای آزادی دکتر سید علیرضا بهشتی پسر شهید آیت الله بهشتی نخستین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مصادیق زندانیان سیاسی ذکر شده بود که البته آن مورد نیز مورد قبول مقام رهبری واقع نشد

آن را که سودای ریاست در سر است

آن را که سودای ریاست در سر است

یلدا آراسته -

 

در ابتدا خبر تماس های محرمانه مشایی با اروپا روی سایت اینترنتی خبر آنلاین قرار گرفت. در این خبر آمده بود برخی از روزنامه‌های چاپ اروپا سفر مشایی را در این موقع از سال آن هم با توجه به فضای حاکم بر کشور امری غیرعادی می‌دانند.

 

روزنامه تریبوندو ژنو در یادداشتی تحت عنوان” پشت سفر عجیب و غریب مشایی چه چیزی پنهان است؟” در این باره نوشته است : در حالیکه مذاکرات بر سر پرونده هسته‌ای ایران بالا می‌گیرد،رییس دفتر احمدی‌نژاد طی روزهای اخیر به ژنو سفر کرد تا طبق اظهارات خودش درباره صنعت توریسم سخنرانی کند.

 

این یادداشت هدف مشایی از سفر به سوییس را گسترش صنعت توریسم ندانست و دربخشی از این یادداشت تحت عنوان”مذاکرات مخفی” آمده بود: اهداف چنین سفری بیش از همه تداعی‌کننده مذاکرات پنهانی است که روند آن از چندین ماه قبل آغاز شده بود.

 

این روزنامه سوییسی در ادامه این سوال را مطرح می‌کند: سوال اصلی اینجاست که مشایی حامل چه پیامی از سوی رهبران ایران است. آیا ایران قرار است با هیئتی آمریکایی در ژنو دیدار و گفتگو داشته باشد؟

 

روزنامه فیگارو چاپ پاریس نیز در تحلیلی سفر مشایی به ژنو را غیرعادی می‌داند.

علیرغم اینکه مشایی در کنفرانس مطبوعاتی تنها به ارائه تصویری زیبا از ایران و ایرانی‌ها بسنده کرد،‌اما در نهایت این خبرنگاران بودند که باب سخن درباره اوضاع ایران را با وی گشودند. او در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص اظهارات اخیر آیت‌اله جنتی مبنی بر برخورد شدید با معترضین گفت: این اظهارات تبلیغات غربی‌هاست. مشایی حتی گفت: چیزی که شما می‌گویید دروغ محض است.امام جمعه‌ای که شما از آن سخن می‌گویید،‌در مقام رهبری و تعیین‌کننده سیاست نیست. ما در ایران بر پایه قوانین و قواعد موجود عمل می‌کنیم.

 

شنیده ها حاکیست وی در حاشیه همین سفرش در  ژنو آمادگی اش را برای نامزدی ریا ست جمهوری در چهار سال آینده اعلام کرده و حتی در پاسخ به اینکه آقای خامنه ای با وی موافق نیست، گفته است: معلوم نیست ایشان تا چهار سال  آینده باشند.

 

از طرف دیگر، در روزی که گذشت  تمام خبرگزاری ها وعده حضور وی در مناظره ای با عباس سلیمی نمین را در برنامه ًسیاست ایرانی ً  در شبکه چهارم سیما دادند که  در آن حاضر نشد.

وی بنا بود در این مناظره پیرامون مدیریت فرهنگی و انقلاب اسلامی (بازگشت به اسلام ناب محمدی) بحث کند.این برنامه با تاخیر 40 دقیقه ای در شرایطی آغاز شد که اسفندیار رحیم مشایی در آن حضور نیافت.

 

عباس سلیمی نمین رئیس مرکز مطالعات تاریخ معاصر  بدون اینکه از مشایی نام ببرد گفت:  "چه خوب بود عزیزانی که دست اندرکار امور هستند به گونه ای صحبت کنند اگر در جلسه ای دعوت شدند بتوانند از اظهارتشان دفاع کنند و اینگونه با نیامدن شان من و شما را به زحمت نیاندازند".

اما رحیم مشایی در قسمت دوم این برنامه حضور یافت و بدون  سلیمی نمین به سوالات مجری پاسخ گفت و اعلام کرد : "قرار است ما مباحثه داشته باشیم و نه مناظره و من به این دلیل به اینجا آمدم".

اسفندیار رحیم مشایی امروز را با یک اظهار نظر دینی به پایان برد وی در برنامه امشب اعلام کرد :" یک دین بیشتر نداریم اما این دینی که در قرآن داریم منظور همین دین پیامبر بزرگوار اسلام نیست."

 

او خبر ساز ترین عضو دولت  است که در چهار سال اخیر همواره اظهار نظراتش چالش بر انگیز بوده است .

 

 

 

مردی برای تمام فصول

 

اسفندیار رحیم مشایی متولد 1339 و فارغ اتحصیل مهندسی الکترونیک از دانشگاه اصفهان است.

 

پیش از آنکه به دنبال ریس جمهوری محمود احمدی نژاد در بدنه دولت کار کند رئیس سازمان فرهنگی هنری و معاون فرهنگی هنری شهرداری تهران بود . وی در کارنامه خود مدیریت شبکه رادیو پیام و رادیو تهران را دارد .در زمان ریاست جمهوری آیقای خامنه ای نیز  مسئول مناطق بحران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بوده است .

 

فصل میراث/هنر رقصیدن

 

او  در چهار سال اول دولت احمدی نژاد رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور بود.چهار سالی که کمتر خبرنگار حوزه میراث راضی از پاسخگویی های این سازمان به مسائل جاری بود.

 

اما هرچه  این سازمان در برابر میراث های مملکت که به زعم کارشناسان در خطر بود پاسخگویی نمی کرد  اما در مواردی دیگر همواره پاسخگو و خبر ساز بود.

 

  در سال اول تصدی این سمت مشایی در  ترکیه در جلسه‌ای حضور یافت که در آن رقصندگان زن به پایکوبی می‌پرداختند. زمستان ۱۳۸۵ فیلم این جلسه که افتتاحیه اجلاس گردشگری کشورهای اسلامی بود منتشر شد.  رحیم مشایی از دونماینده مجلس بر سر طرح این موضوع ، شکایت کرد و اعلام کرد  که فیلم مونتاژ شده‌است. ولی سعید ابوطالب نماینده مجلس ضمن تکذیب آن اعلام کرد،  شرکت ترکیه‌ای این فیلم را تهیه کرده و آن را برای خبرنگاران، عکاسان و شرکت‌های گردشگری حاضر در یک جشنواره در حاشیه اجلاس وزرای اقتصادی کشورهای اسلامی ارسال کرده‌است .مشایی این فیلم را تصاویر گزینش شده از یک مجلس دو ساعته دانست و افزود:«مجلس رسمی بوده و لهو لعب هم نداشته. ضمن اینکه رقص نبوده و از دیدگاه بسیاری هنر است و آنها برخلاف ما آن را حرام نمی‌دانند»

 

این فیلم جنجال بزرگی به پا کرد . نمایندگان مجلس خواستار پاسخگویی ریس جمهور شدند. پاسخ احمدی نژاد اما سکوت بود .

 

مشایی که پیش از این  مسئوليت كميته فرهنگي جام جهاني فوتبال 2006 آلمان را برعهده گرفته بود وبا حکم   محمود احمدي‌نژاد به عنوان «جانشين رئيس شوراي عالي امور ايرانيان خارج از كشور» منصوب شده بود بر سمت های خود باقی ماند.

 

روزهای پایانی سال 85  كميسيون فرهنگي مجلس نامه‌اي را درباره عملكرد رحيم مشايي، به رئيس‌جمهوري ارسال كرد.

 

در همین ماه وی به دنبال شکایت ابو طالب نماینده مجلس  به دادسرای کارمندان دولتی احضار شد .

 

فصل روابط/پرواز از تهران به نیویورک

 

بهار سال بعد او اعلام کرد :  "درخواست پرواز مستقيم تهران ـ نيويورك را به آمريكا داده‌ايم، اما هنوز پاسخي دريافت نكرده‌ايم".

 

و این در حالی بود که دولت جمهوری اسلامی و آمریکا در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  هیچ گاه  با یکدیگر رابطه نداشته اند و شعار اصلی ًمرگ بر امریکا ً بوده است .

 

 

زمستان همین  سال او دوباره  با حکم رئيس جمهور منصبی جدید یافت و   "رئيس مركز ملي مطالعات جهاني شدن " شد.

 

فصل جنجال/وقتی اسرائیل دوست است و عالم با بی حجابی نمی لرزد

 

سال 87 اما  او برگ های  تازه ای رو کرد . اردیبهشت  در مراسم توديع و معارفه معاون سرمايه‌گذاري  سازمان  میراث فرهنگی كه در  هتل لاله تهران برگزار شد، گفت: «اين انحراف است كه كسي زيبايي را در فرار از انسان‌ها جستجو كند. چرا اگر ما حق هستيم بايد در مواجهه با ديگران بترسيم و ورود يك گردشگر خارجي به كشور ما را به هراس بيندازد؟ هنوز فكر مي‌كنند روسري يك ذره تكان بخورد، همه عالم به هم مي‌ريزد در حاليكه اين توهمه، دروغه.»

 

اما این سخنان  نتوانست به اندازه اظهارات 29 تیر ماه وی جنجال برانگیز باشد .او در اظهاراتی مردم اسرائیل را دوست خوانده بود.

دیگر هیچ جوابیه و تکذیبی پاسخگو نبود .200 نماينده مجلس با امضاي بيانيه‌اي ضمن محكوم كردن اظهارات  رئيس سازمان ميراث فرهنگي، از رئيس‌جمهور خواستار برخورد جدي شدند.بسیج دانشجویی در بیانیه ای خواستار استعفای وی شد .تجمعاتی در مقابل سازمان میراث فرهنگی در انتفاد از سخنان وی شکل گرفت. مراجع قم نسبت به این اظهارات موضع گرفتند  و این آقای خامنه ای بود که در خطبه های نماز جمعه این اظهارات را نادرست دانست و خواستار پایان دادن به جنجال ها شد .

 

مشایی هم  بر سمت خود ماند و شایعه استعفایش تکذیب شد.

۱۸ آبان در مراسم افتتاح همایشی با حضور وی ۱۲ خانم با لباس محلی، دف زنان روی سن آمدند و درحالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک آن را به قاری تحویل داده و سن را ترک کردند.

 

آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله مکارم شیرازی در این مورد موضع تندی گرفتند و با وجود اینکه مشایی در این جلسه حضور داشت، معاون وی استعفا داد. وی در نامه استعفا نوشت:  "این کار را صرفاً برای تکریم قرآن کریم بوده‌است و آنها به هنگام این مراسم حتماً وضو می‌سازند".

 

فصل معاونت/ وقتی نوح پیامبر عادل نیست

 

پس از آن که احمدی نژاد بار دیگر بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد در اقدامی باور نکردنی از سوی تمام جناح های سیاسی کشور اسفندیار رحیم مشایی را به سمت معاون اولی خود منصوب کرد.

انتشار این خبر در روزهای ملتهب بعد از انتخابات  جناح اصولگرا را وادار ساخت تا علیه احمدی نژاد جبهه بگیرند .

 

آیت الله مکارم شیرازی صراحتا اعلام کرد : " انتصاب مشایی مشروعیت ندارد.  " نمایندگان مجلس ،فعالین سیاسی ،دانشگاهیان طلاب و گروه های فراوان دیگری در نامه هایی جداگانه انتخاب مشایی را نادرست دانستند و خواستار استعفای وی شدند .

 

یک بار دیگر شایعه استعفای مشایی بر زبان ها افتاد. اما این با ر هم او در سایت شخصی اش شایعه را رد کرد و اعلام کرد : "اين خبر شايعه و دروغي بيش نيست و اين شايعات از طرف دشمنان ولايت و دولت كريمه ساخته و پرداخته شده است."

 

اما سرانجام او با حکم نهایی برکنار شد .آقای خامنه ای در ابلاغی کتبی به رئیس جمهور خواستار برکناری وی از این سمت شد.

 

احمدی نژاد هر چند با دلخوری  مشایی را از این سمت کنار گذاشت اما اورا با حکمی دیگر به ریاست دفتر خود منصوب کرد، چند ماه بعد هم در حكمي دیگر او را به عنوان سرپرست نهاد رياست جمهوري منصوب كرد.

 

رحیم مشایی در اظهار نظرات دینی هم شهرت بسیار دارد  در آخرین اظهار نظر جنجال بر انگیز خود گفت:" حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است. وی افزود شاید بوعلی‌سینا در عصر خود قامتی برجسته داشته اما قرار نیست افتخار هزار سال بعد آدمیان نیز باشد و این نشانه فقر انسان‌ها در دهه‌های بعدی است چرا که نشان می‌دهد فرصت شکوفایی در دوره‌های متعدد پدید نیامده است".

این سخنان  بار دیگر خشم جامعه روحانیت را بر انگیخت .

 

فصل کاندیداتوری/حضور در حریم امن

 

با تمام این حرف ها او در حریمی امن قرار دارد. احمدی نژاد همواره از او پشتیبانی می کند و اظهاراتی که از زبان هر کس دیگری در جمهوری اسلامی می تواند منجر به خانه نشین شدن همیشگی اش شود بر او و شغل های گوناگونش تاثیر ندارد .

 

 حالا دیگر عکس در کنار هدیه تهرانی و خبر دیدار ستاره های زن سینمای ایران و حتی اظهار نظرهای دینی او نیست که در مرکز توجه است. او خود را برای تصدی ریاست دولت در چهار سال آینده آماده می کند .

تصدی دولت کشوری که مراجع تقلیدش او را مشروع نمی دانند .

آیا به زعم او و دوستانش ایران پا به مرحله دیگری از سیاست خواهد گذاشت که در آن به مشروعیت دینی نیازی نیست ؟

 

اتهامات غیرحقوقی و احکام سنگین برای فعالان عرصه مطبوعات

اتهامات غیرحقوقی و احکام سنگین برای فعالان عرصه مطبوعات

مژگان مدرس علوم -

 

بخش اول

 

 

 

در همین زمینه جمعی از روزنامه نگاران ایرانی با نوشتن نامه ای سرگشاده به مسئولان نظام خواستار آزادی روزنامه نگاران دربند و فک پلمب انجمن صنفی روزنامه نگاران شدند.

 

در بخشی از این نامه خطاب به عقلای قوم آمده است:  "راه برون رفت از بحران کنونی جامعه باز شدن فضای انتقاد و اعتراض قانونی به منظور ایجاد اعتدال و میانه روی در جامعه است."

 

گفتنی است "کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران" با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده که هم‌اکنون ۴۷ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند که این میزان دستگیری از سال ۱۹۹۶ تاکنون در هیچ کشوری سابقه نداشته و ایران در این زمینه هم‌اکنون از چین هم پیشی گرفته است.

 

 

اتهامات دروغین و محرومیت از فعالیت های سیاسی - مطبوعاتی

کیوان صمیمی بهبهانی از فعالان ملی-مذهبی، عضو شورای ملی صلح، عضو شورای مرکزی "انجمن دفاع از آزادی مطبوعات" وبنیان‌گذار کانون زندانیان سیاسی است که در روز بیست و سوم خرداد به صورت غیر قانونی بازداشت شد.

کیوان صمیمی به تحمل شش سال زندان و محرومیت مادام العمر از فعالیت های سیاسی محکوم شده و

 به تبلیغ علیه نظام، و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی و شرکت در تظاهرات و صدور بیانیه علیه سلامت انتخابات متهم شده است این در حالی است که وی در آن زمان در بازداشت به سر می برد.

 

احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در 23 خرداد ماه  بازداشت شد. احمد زیدآبادی در تاریخ دوم آذر ماه به پنج سال زندان در تبعید در گناباد محکوم شد.این حکم در تاریخ یازدهم دیماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد.عليرغم صدور قرار وثيقه براي احمد زيدآبادي و توديع آن از سوي خانواده، این روزنامه نگار برجسته کماکان در زندان اوين بسر مي برد. زیدآبادی در دوازدهم بهمن ماه در اقدامی غیرقانونی از سوی مقامات قضایی به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شد.

 

سعيد ليلاز روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل اقتصادی است که روز بیست و هفتم خرداد ماه  دستگير و زنداني شد. این فعال مسائل اقتصادی، به تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت، اخلال در نظم و توهین به مسوولان متهم شده كه دادگاه بدوی وی را در مجموع به 9 سال حبس و 74 ضربه شلاق محكوم كرده است.

 

علیزاده طباطبایی در خصوص آخرین وضعیت این روزنامه نگار برجسته اظهار داشت: " پس از ابلاغ رای دادگاه بدوی و نهایی كردن لایحه تجدیدنظرخواهی، درخواست خود را به شعبه 26 دادگاه انقلاب تقدیم كردیم. در روز ششم بهمن پرونده موكلم برای رسیدگی به شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است."

این در حالی است که این تحلیل گر اقتصادی و روزنامه نگار دربند، از خواندن لایحه دفاعیه دادگاه تجدیدنظر خود منع شده بود.

گفتنی است، او يکي از منتقدان دولت احمدي نژاد و سياست هاي اقتصادي دولت نهم بوده است و بارها نسبت به شرایط بحرانی کشور درعرصه اقتصادی هشدار داده بود. و حکم صادره برای این روزنامه نگار، سنگین ترین حکم صادر شده برای زندانیان مطبوعاتی اخیر بوده است.

 

بهمن احمدی امویی روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلب ایران و تحلیل گر مسائل اقتصادی ، در شامگاه 30 خردادماه بهمراه همسرش بازداشت شد. این روزنامه نگار اقتصادي و منتقد برنامه های اقتصادی دولت نهم، در دادگاه بدوی به هفت سال و چهار ماه حبس تعزيري و سی و چهار ضربه شلاق محکوم شد حکمی که به عقیده بسیاری از جمله وکیل او حکمی ناعادلانه و نامتناسب با فعالیت های این روزنامه نگار مستقل است که فعالیتی جز نوشتن مقالات اقتصادی نداشته است .

 

مسعود باستانی روزنامه نگار درروز چهارم تیرماه درحالیکه برای پیگیری امور همسرش مهسا امرآبادی که در بازداشت بسر می برد به دادگاه انقلاب تهران مراجعه كرده بود، با حكم قضایی بازداشت شد. این فعال سیاسی در دادگاه بدوی به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.این روزنامه نگار همچنین در تاریخ ششم بهمن به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شده است که کاملا غیرقانونی می باشد.

رضا رفیعی فروشانی، روزنامه نگارآزاد، در روز پنجم تیرماه بازداشت شد. رضا رفیعی فروشانی متهم به جاسوسی و دریافت ۴ هزار درهم، به ۷ سال تعزیری و ۵ سال تعلیقی محکوم شد

عيسي سحرخيز یکی از برجسته‌ترین چهره‌های روزنامه‌نگاری انتقادی ایران است که در روز ۱۲ تیر ماه بدنبال ناآرامی های بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بطور خشونت آمیزی دستگیر می شود. به گفته وکیل این روزنامه‌نگار، عیسی سحرخیز پس از دستگیری برای هفته‌ها در انفرادی نگه داشته شده و مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته بود.

دادگاه عیسی سحرخیز روز یازدهم بهمن در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت با حضور وکلای این روزنامه نگار تشکیل شد. این پرونده مربوط به یکی از مصاحبه های وی با دویچه وله با عنوان "من الان در زندانی به نام ایران محبوس هستم" بود.

گفتنی است در سال ۸۵ سحرخیز به اتهام های فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب با رای غیابی ۷ ماه زندان روبرو شد.

پس از بازداشت وی در تیرماه امسال پرونده قبلی در مرحله اجرای احکام بود و آقای سحرخیز را برای اجرای حکم زندان دعوت کرده بودند در حالی که وی در بازداشت بود.در نهایت ایرادهایی از سوی وکلا و موکل از جمله مطبوعاتی و سیاسی خواندن موضوع پرونده و عدم حضور هیات منصفه مطرح شد که مورد قبول قاضی قرار نگرفت و در نهایت با توجه به ایراد قانونی وکلا مبنی بر ارایه اصل فایل صوتی دوویچه وله از سوی دادستان، ‌دادگاه تجدید شد.

لازم به ذکر است عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران، روز بیست و دوم آذر در شعبه سوم بازپرسی دادسرای انقلاب جلسه اخذ آخرين دفاع از این روزنامه نگار در خصوص اتهامات توهين به رهبري، تبليغ عليه نظام ونيز تباني و تجمع به قصد برهم زدن امنيت كشور درشعبه سوم بازپرسي دادسراي انقلاب تهران برگزار شده بود.

 

رضا نوربخش سر دبیر روزنامه فرهیختگان و مدیر مسئول سایت خبری جمهوریت در روز سیزدهم مرداد بازداشت شد. رضا نوربخش در دادگاه بدوی به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. شعبه 36 دادگاه تجديد نظر، او را به سه سال حبس قطعی محکوم کرد.

 

حسین نورانی نژاد رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی در روز ششم شهریور  بازداشت شد. اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حسین نورانی نژاد رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب بدون حضور نماینده رسانه ها و خانواده وی برگزارشد.

پیش از این  دادستان تهران اتهام وي را مربوط به سايت خبري "نوروز" عنوان كرده بود.

 

گفتنی است حسین نورانی نژاد در این دادگاه به برخی موارد اتهامی پاسخ داد و به دلیل کمبود وقت ادامه دادگاه به جلسه ای دیگر که دهم بهمن ماه برگزار می شود موکول شد. فریده غیرت و سید محمد حائری، وکلای نورانی نژاد پیش از برگزاری دادگاه اجازه نیافتند در زندان با او ملاقات کنند.

محمد داوري ،‌سردبير سحام نيوز( سايت رسمي حزب اعتماد ملي ) در روز هفدهم  شهريور بازداشت شد. محمد داوری در روز اول آذر ماه به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام،‌اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي محاکمه شد. محمد داوري فردي بوده كه به خواسته مهدي كروبي و پس ازهماهنگي با هر فرد ،‌ از افراد مدعي تجاوز جنسي اقدام به فيلمبرداري جهت ارايه آن به مسوولان مي نمود.

 مهدی محمودیان فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب ۲۵ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد. بازجویان از مهدی محمودیان خواسته‌اند تعهد بدهد برای چهار سال از تهران خارج شود و روزنامه‌نگاری را برای همیشه کنار بگذارد تا از زندان رهایی یابد.درتاریخ بیست و یکم دی ماه منابع خبری از ضرب و شتم شدید وی توسط ماموران زندان خبر دادند.

سید مسعود لواسانی روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويسی که از ۴ مهرماه در منزل بازداشت شده بود و پس از حدود چهار ماه بازداشت در شرایط نامناسب،  به هشت سال و نيم زندان از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد.

 محمدرضا مقیسه روزنامه نگار و سردبیر مجله پرتیراژ بیست ساله ها در حوزه جوانان و نیز عضو کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات که در تاریخ 22 مهرماه بازداشت شد.

جواد ماهزاده داستان نویس و روزنامه نگار صبح 29 مهرماه بازداشت شد. جواد ماهزاده نویسنده رمان « لبخندت را از من نگیر» یک هفته پیش از بازداشت نیز نوشتاری به مناسبت 66 سالگی محمد خاتمی منتشر نمود.

مزدک علی نظری، روزنامه نگار و سردبير سايت "خبرنگاران صلح" در روز 21 آبان ماه بازداشت شد.

ساسان آقایی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی که روز يکشنبه اول آذرماه در خانه شخصی خود و توسط ماموران امنيتی بازداشت شد، به شدت تحت فشار بوده است تا نوشتن نامه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی به مراجع و ارتباط با برخی جریانات خارج از کشور را بپذیرد.

کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار، دبیر کنونی کمیته گزارشگران حقوق بشر، از برنامه سازان بخش حقوق بشر رادیو زمانه، عضو کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت و از دانشجویان اخراجی دانشکده مهندسی هوافضا دانشگاه صنعتی شریف در تاریخ 29 آذر بازداشت شد

 نوری زاد روزنامه نگار ،مستند ساز و کارگردان تلویزیون که در تاریخ 29 آذرماه بازداشت شد. گفتنی است محمد نوری زاد که سالها قبل از نویسندگان روزنامه کیهان بود و موضعی نزدیک به اصولگرایان داشت، در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به نقد اصولگرایان پرداخت. بنا به گزارش های رسیده اتهام نوری زاد "توهین به مسئولین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی"  ذکر شده است.

 

شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر، سخنگوی فعلی کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال حقوق کودکان کار، عضو کمپین یک میلیون امضا، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، در تاریخ 29 آذرماه در حالیکه عازم قم برای شرکت در مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری بود بازداشت شد. گفتنی است وی  در جریان نا آرامی‌های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ، روز یک شنبه، ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸، توسط نیروهای اطلاعاتی در محل کار خود بازداشت شده بود که در اول مهرماه با تودیع قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزد شد.

همه با هم به زندان برویم(!)



جمال ایرانی -

 

ديدم که همه دارند برای اعتراضات مدنی در راهپيمايي 22 بهمن ، ايده می دهند ، بنده هم خواستم در اين ميان فيضی برده باشم ولی هر چه به ذهن نامبارکمان فشار آوردم هيچ ايده ای به ذهنم نرسيد.اين شد که سر آخر اين ايده «به زندان رفتن دسته جمعی» به ذهنم رسيد.

گر چه در اول خيلی مسخره به نظر می رسد ولی باور کنيد خيلی هم ايده بدی نيست.فقط تصورش را بکنيد که مثلا حکومت مجبور شود در روز 22 بهمن چند صد هزار نفر را زندانی کند.اين ايده دارای جنبه های جالبی است که طرفداران آن می توانند به نکات زير توجه کنند.

اول)امکان عملی شدن آن بسيار  بسيار زياد است و به راحتی قابل انجام است.فقط کافی است که در تظاهرات روز 22 بهمن خود را به بسيج و نيروی انتظامی و گارد ويژه معرفی کنيد و از آنها خواهش کنيد که شما را نيز زندانی کنند.تصورش را بکنيد که مثلا  ون های بسيج و نيروی انتظامی پر شده است از داوطلبان زندان و ساير داوطلبان علاقمند نيز پاي ون ها اجتماع کرده اند و با خواهش و التماس از ماموران می خواهند هر جور شده حتی در بوفه هم شده آنها را نيز سوار کنند و به زندان ببرند.احتمالا ماموران هم خواهند خواست که اسم نويسی کنيم و در صف انتظار بمانيم.چيزی شبيه سوار شدن به خط واحد و مترو وقتی که خيلی ازدحام زياد است.احتمالا ماموران نيز ناز خواهند کرد و از سوار کردن شما سر باز خواهند زد ، ولی نااميد نشويد و به التماستان ادامه دهيد.

دوم)برای حکومت هم خيلی خوب است و از آن استقبال می کند.چون در اين روز خبرنگاران خارجی هم هستند ، حکومت می تواند از اين موضوع استفاده تبليغاتی کند و به دنيا بگويد که ببينيد ، زندان ما چقدر جای خوبی است که اين همه مردم بيخود و بی جهت علاقمند هستند که به زندان بروند و تمام تبليغات منفی که در اين زمينه برای حکومت است را از بين خواهند برد.بنابراين با انجام اين ايده عملا حکومت را نيز با خود همراه کرده ايم.

سوم) اگر از چيزهايي شبيه ادعاهای مهدی کروبی در مورد کهريزک می ترسيد ، اصلا جای ترس نيست.چون همه ديديم که آنها ادعاهايي بيش نبود و حاکمان هم که خود را جانشينان خدا بر روی زمين می داند که در اين زمينه و در هيچ زمينه ای دروغ نمی گويند.پس از آن چيزها نترسيد.مرتضوی هم که ديگر نيست که ما را بکشد پس ديگر همه چيز حل است.ولی بايد يادمان باشد که داروهای درمان مننژيت را با خود ببريم.

چهارم) گفته ها شجونی يادتان هست که برای زندانيان سونا و جکوزی درست کرده بودند.خداييش مگه ما چيزمان از آن زنداني ها کمتر است که برای ما درست نکنند.ما که در بيرون زندان دستمان به سونا و جکوزی نمی رسد ، لااقل شايد در زندان اين امکانات در اختيارمان قرار گيرد.تازه آن سونا و جکوزی را از  پول نفت خودمان درست کرده اند.پس حقمان است که از آنها استفاده کنيم.بدبختی اينجاست که اگر بيرون زندان باشيم چيزی از پول نفت بدستمان نمی رسد و در سفره هايمان نمي آيد.

پنجم) بگذاريد يک فرصت ديگر به حکومت بدهيم شايد توانست ما را آدم کند.آخر بدبختی ، ما همه در اين حکومت بزرگ شديم ، تمام تعاليم آنها را بکار برديم.راديو و تلويزيون آنها را ديديم ، کتابهای درسي که آنها برايمان تدارک ديده بودندرا خوانديم ، فيلمهايي که آنها تاييد کرده بودند، ديديم و کتابهايي که آنها صلاح ديده بودند خوانديم.موسيقی که آنها پسنديدند گوش کرديم.در دانشگاهی  که آنها برايمان تدارک ديده بودند درس خوانديم وآخر هم نفهميديم که آنها چه می گويند؟ با همان منطقهايي که خودشان به ما ياد داده بودند هم نتوانستيم تشخيص دهيم که حرف و استدلالاتشان درست است.می گويند در زندان حکومت بازجوهايي دارد که خيلی چيز حاليشان است و خيلی چيز به آدم ياد می دهند.مثلا در عرض چند روز می توانند شما را آگاه کنند.حالا که حکومت اين افراد را از ما دريغ می کند و نمی گذارد که در تلويزيون بيايند و ما را آگاه کنند و با منطق به ما بفهمانند که حرف حکومت حرف درستی است، بگذاريد که ما خودمان به پيش آنها برويم تا ما را ارشاد کنند و آدم کنند.اين تنها نقطه آموزشی حکومت است که ما نگذرانده ايم و شايد فوت کوزه گری دقيقا در اين نقطه باشد.

ششم)وقتی تعدادمان زياد باشد ، ديگر روشهای سنتی زندان داری جواب نمی دهد و احتمالا مجبور می شوند برای ما يک شهرکی ، چيزي درست کنند و احتمالا مثلا اسم آنرا شهرک زندان خواهند گذاشت.مجبور هم هستند که خرجمان را بدهند و اگر چه سونا و جکوزی نباشد ولی ديگر احتمالا جاي خواب داريم.باور کنيد دور هم خوش می گذرد.فکرش را بکنيد ، مثلايک ميليون نفر در تهران تقاضای زندان دهند.و يک شهرک يک ميليون نفری برايمان درست کنند،جالب نيست؟علاوه بر اين با اين ايده می توانيم افراد فقير و کارتون خوابها را نيز با خود همراه کنيم و ديگر سرداران حکومت نمی توانند ادعا کنند که ما عده ای خوشه چهارمی هستيم که خوشی زير دلمان زده است.

هفتم)باور کنيد که ديگر حکومت اين امکان را ندارد که اين تعداد آدم را بکشد.وقتی اينقدر آدم تقاضای زندان دهند ، اصلا يک بمب خبری در دنيا خواهد بود و هميشه در صدر خبرهای دنيا خواهيم بود و هميشه خبرهای ما مخابره خواهد شد و در نتيجه حکومت جرات نخواهد داشت که بگذارد خون از دماغمان بيايد.بنابراين در آنجا به خوبی و خوشی زندگی می کنيم.

بنابراين ، همراه شو عزيز تاهمه با هم برويم زندان.

 

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

ما همچنان بی شماریم؟



سید ابراهیم نبوی -

 

دیروز یکی از نویسندگان حامی دولت، با ادبیاتی که بوی گاز اشک آور و صدای نعره می داد، نوشت " شما غلط می کنید بی شمارید" و گمان کرد که اگر چنین بگوید یا حتی کمی تندتر برود و فحاشی کند یا کتک بزند یا شلیک کند، چیزی از جمعیت بی شمار حامیان جنبش سبز کم می شود یا به حامیان دولت دیکتاتور حاکم چیزی افزوده می شود، اما چنین نیست. نعره ها و عربده های باتوم به دست ها و اراذل و اوباش حامی دولت، اگر می توانست جنبش سبز را از بین ببرد، هشت ماه سخت و وحشتناک و پر از ستم بر ما نمی رفت که بعد از این همه سختی و دشواری ما همچنان ایستاده باشیم و پرانگیزه تر و پر قدرت تر و انسانی تر از روز اول همچنان حق خودمان را بخواهیم. می خواهیم و می گیریم و از شما هم می گیریم.

 

می گویم که ما بی شماریم و البته این بدان معنی نیست که شما هیچ قدرتی ندارید، هرگز چنین نیست که اگر شما قدرتی نداشتید هشت ماه در مقابل یک ملت نمی توانستید بایستید، شما قدرت دارید، زور دارید، پول دارید، می زنید و می کشید و در حالی که صدها هزار پلیس ضدشورش اسکورت تان می کند، شعارهایی در حمایت از ولایت فقیه و دولت ضعیف و بی عرضه و فاسد احمدی نژاد می دهید و چون زور دارید، هوا برتان داشته که لابد حق هم دارید. من به شما حق می دهم، شما هم بی شمارید.....

 

شما بی شمارید، اما نه مردان و زنانی که حامی اندیشه ای یا انتخابگر شیوه ای هر چند غلط، باشند، شما بی شمارید چون به تعدادی بی شمار اتوبوس دارید و چون اتوبوس دارید، راننده هم می توانید استخدام کنید، و می توانید از هر جایی آدمها را بردارید و جلوی دوربین بیاورید و چنین بنمائید که بی شمارید.

 

شما بی شمارید، چون به تعدادی بی شمار گاز اشک آور و باتوم دارید و می توانید شریف ترین و باشعور ترین و وطندوست ترین ایرانیان را در خیابان بزنید و دستگیر کنید و به اتهاماتی واهی به زندان بیاندازید.

 

شما بی شمارید، چون به تعدادی بی شمار سلول انفرادی دارید، بی شمار زندان دارید، اوین و قصر و رجایی شهر و کهریزک و دهها زندان دیگر دارید که می توانید هر کسی را که به شما رای نمی دهد یا مثل شما فکر نمی کند زندانی کنید و درها را قفل کنید و خیال تان راحت شود که مردم دیگر اعتراضی ندارند، مردمانی که به زندان شان انداختید.

 

شما بی شمارید، چون منابع نفت کشور بی شمار است و بشکه های بی شمار نفت را می فروشید و دلارهای بی شمار نفتی را می گیرید و با پول آن تانک های چینی و وسایل ضدشورش بی شماری وارد می کنید و سربازان و بسیجیان تان را سرتا پا مسلح به جان ملت می اندازید و دل تان خوش می شود که چون دلار بی شمار دارید لابد حق هم دارید.

 

شما بی شمارید، چون به تعدادی بی شمار شبکه های تلویزیونی و رادیویی دارید و می توانید ساعات بی شماری برنامه پخش کنید و فکر کنید چون تصویر هواداران تان را در ساعاتی بی شمار نشان می دهید و تصاویر مخالفان بی شمارتان را نشان نمی دهید، پس شما بی شمارید. اگر آمار را از روی مردمی که تصاویرشان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود بگیرند، جمعیت ایران به دو میلیون نفر هم نمی رسد، اما گریزی ندارید که بدانید این کشور جمعیتی هفتاد میلیونی دارد و این هفتاد میلیون شما را نمی خواهند.

 

شما بی شمارید، چون برای جلب شاعر و نویسنده بی شمار پول می دهید و تعدادی کم شمار از فروشندگان حیثیت و شرافت، در نهایت مشکل و بدبختی می خرید و دل تان خوش است که چون می توانید پول بی شماری برای خرید هر نوشته و تولید هر فیلم و سرودن هر شعری بپردازید، پس همه هنرمندان با شما هستند. سالها قبل آقای یوسف میم گفته بود که فقط برای نوشتن یک نامه علیه خاتمی و به نفع ولایت فقیه یک خانه از طرف بیت آقا گرفته بود. مقاله ای که او در آن خود را کلب آستان ولایت نامیده بود، در حالی که به هیچ چیز معتقد نبود.

 

شما بی شمارید، چون می توانید به تعدادی بی شمار از بهترین فرزندان این مملکت و مدیران لایق و نخبگان هوشمند کشور را برکنار و زندانی کنید و به تعدادی بی شمار اراذل و اوباش فامیل تان را به عنوان وزیر و وکیل به کار بگمارید، و چنین است که فکر می کنید همه حامی شما هستند، نه، کسی حامی شما نیست، شما فقط حامیان تان را می بینید.

 

شما بی شمارید، و دل تان خوش است که به تعدادی بی شمار موتورسوار دارید و به تعداد زیاد بلندگو به در و دیوار آویزان کردید و به تعداد بی شمار با اتوبوس از شهرستان ملت وارد کرده اید. وعده ما با شما در روز 22 بهمن. من مطمئنم که زور همیشه پیروز نمی شود، چرا که اگر پیروز می شد این همه دیکتاتور مخلوع در جهان منفور تاریخ نمی ماندند و این همه ملت ها آزاد نمی شدند، تردید هم دارم که حق پیروز بشود، چرا که حق اگر همیشه پیروز می شد این همه بزرگان و صاحبان شرف و شعور شهدای جامعه بشری نمی شدند. بحث بر سر حق و زور نیست، آنچه اطمینان داریم این است که ملت ایران این حکومت و این دولت را نمی خواهند و این ملت بی شمار است.

 

وعده ما در روز 22 بهمن، تا معلوم شود بی شمار کیست.

موج جدید بیکاری در راه است!‌



آفتاب -

 

در حالي كه آخرين نرخ بيكاري اعلام شده، عدد 1/11 درصد در پائيز 88 را نشان ‌مي دهد، پيش بيني‌ها از افزايش اين نرخ به 15 درصد تا سال 92 و با ورود متولدين ‌دهه 60 به بازار كار حكايت دارد.‌برسي روند بيكاري در كشور، طي دوره زماني سالهاي 75 تا 85 نشان مي دهد، كه با توجه به وجود 1 ميليون و 184 هزار نفر مرد بيكار، معادل 5/8 درصد از ‌افراد جامعه در سال 75، 271 هزار نفر نيز زن بيكار با نرخ بيكاري معادل ‌3/13‌ درصد بوده اند كه در مقايسه با سال 85، تعداد مردان بيكار به 2 ميليون و ‌145‌ هزار نفر با نرخ بيكاري 8/10 درصد رسيده است و زنان نيز در سال 85 با ‌847‌ هزار نفر بيكار، 3/23 درصد نرخ بيكاري داشته اند.‌بررسي روند نرخ بيكاري در سالهاي گذشته نيز نشان مي دهد كه نرخ بيكاري ‌سال 85 از 1/11 به 5/10 درصد در سال 86 كاهش يافت. در سال 87 نيز نرخ ‌بيكاري فقط با 1 دهم درصد نسبت به 86 به 4/10 درصد رسيد. در سالجاري نيز ‌روند نرخ بيكاري سير صعودي به خود گرفت و از 1/11 درصد در بهار 88 به 3/11 ‌درصد در تابستان و پائيز 88 رسيده است.‌بر اساس اين گزارش، در سال 75 جمعيت شاغل مرد كشور 12 ميليون و 806 ‌هزار نفر در مقابل 1 ميليون و 765 هزار نفر زن بوده است كه نسبت اشتغال ‌مردان به زنان در سال مورد بررسي، 6/55 به 9/7 درصد بوده است. در سال ‌85‌، 17 ميليون و 695 هزار نفر مرد در مقابل 2 ميليون و 781 هزار نفر زن ‌شاغل بوده اند كه نسبت اشتغال دو گروه در اين سال 5/58 به 5/9 درصد بوده است.‌اظهار نگراني مركز آمار از ورود متولدين دهه 60 به بازار كار و جمعيت 9 ‌ميليون نفري آنـان بـاعـث شـده اسـت كـه پيـش بينـي شود كشور در سالهاي آينده بايد ‌پذيراي 1 ميليون و 900 هزار نفر بيكار جديد باشد كه اين تعداد در سالهاي اخير ‌بي سابقه است. با افزايش تعداد شاغلين از 25 ميليون نفر فعلي به 27 ميليون و ‌700‌ هزار نفر در سال 92، پيش بيني شده كه نرخ بيكاري نيز به 15 درصد ‌افزايش يابد.‌همچنين بررسي روند تغييرات سهم اشتغال در بخش هاي مختلف اقتصادي نيز ‌نشان مي دهد در سال 75 معادل 92/23 درصد مردان در بخش كشاورزي فعال ‌بوده اند كه زنان در اين بخش 68/16 درصد سهم داشته اند. 17/30 درصد ‌مردان و 5/34 درصد زنان نيز در سال 75 در بخش صنعت اشتغال داشتند. سهم ‌مردان در سال 75 از اشتغال در خدمات 31/44 درصد و سهم زنان 86/45 درصد ‌بوده است.‌مقايسه سال 85 با سال 75 نيز نشان مي‌دهد كه 56/18 درصد مردان و 46/14 ‌درصد زنان در سال 85 شاغل بخش كشاورزي بوده اند. به همين ترتيب 75/32 ‌درصد مردان در سال مورد بررسي به همراه 11/25 درصد زنان نيز در صنعت ‌فعال بودند. مردان در سال 85، 58/46 درصد خدمات و زنــان نـيــز 26/56 درصـد ‌ايـن بخـش را در اختيـار داشتند.‌‌4/78‌‌ درصد مردان و 9/79 درصد زنان شاغل در سال 75 باسواد بودند كه اين ‌نسبت در سال 85، 8/87 درصد مردان و 7/87 درصد زنان شده است. 2/78 ‌درصد مردان شاغل در سال 75 متاهل بوده اند كه در سال 85 به 8/75 درصد ‌كاهش يافته است. همچنين 1/61 درصد زنان شاغل در سال 75 متاهل بـوده اند ‌كه در سال 85 اين درصد به 7/61 درصد افـزايـش يـافـت.‌در سال 75 رشد مشاغل مشمول دستمزد زنانه نسبت به سال ماقبل از آن، 2/6 ‌درصد رشد كرد كه اين نسبت براي مردان 4/2 درصد بوده است. در سال 85، ‌5/5‌ درصد مشاغل جديدي كه مشمول دستمزد شده است براي زنان نسبت به سال ‌ماقبل از آن افزايش يافت كه اين نسبت براي مردان 2/3 درصد رشد را نسبت به ‌سال قبل از آن نشان مي‌دهد. روند كيفيت اشتغال بين زنان و مردان در سال 75 نيز نشان مي ‌‌دهد كه دراين ‌سال 5/27 درصد زنان شاغل داراي تحصيلات عاليه بوده اند كه اين درصد در ‌سال 85 به 7/36 رسيد. 1/10 درصد مردان در سال 75 تحصيلات عاليه داشته ‌اند كه اين درصد در سال 85 براي جمعيت مردان شاغل به عدد 13 رسيده است.‌

خبرگزاري مهر

از تهران به بیروت



حسین امام -

 

نامه حدود نود شخصیت لبنانی در دفاع از آرمانهای جنبش سبز ملت ایران درخور تقدیر و تشکر و احترام تک تک ملت ایران و حامیان و طرفداران جنبش سبز است و من به نمایندگی از سوی خود و همه سبزها این نامه را به آنان می نگارم.

 

صدور این بیانیه در عین آنکه بسیار مسرت بخش و مایه امیدواری و دلگرمی بود در عین حال از این که نام هیچیک از شخصیتهای مبارز فلسطینی و هیچیک از شخصیتهای سیاسی و مذهبی شیعی لبنانی به جز جناب سید علی الامین مفتی محترم شهر صور را در ذیل خود نداشت مایه تاسف و تاثر شدید می باشد.

 

ملت ایران ازبدو انقلاب اسلامی در سال 42 و در طی پنج دهه قبل وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره یار و پشتیبان انقلاب و مردم فلسطین و غمخوار شیعیان محروم لبنانی بوده و همواره بر این موضع حق طلبانه خود پا فشاری و اصرار مداوم نموده است.

 

حمایت مادی ومعنوی ایران از مردم محروم لبنان و ملت مظلوم فلسطین و مقاومت آنها بر علیه تجاوز و اشغالگری قبل از آنکه برآمده از خواست رهبری و دولت ایران باشد برایند و برآمده از خواست و آرمانها و آرزوهای قلبی  ملت ایران و نتیجه حس نوع دوستی و مظلوم پروری آنان است.

 

اما متاسفانه دوستان شیعی لبنانی و شخصیتهای مباز فلسطینی بدون توجه به این واقعیت مهم و بی اعتنا به خواست قلبی و  آرمانهای والای ملت بزرگ ایران و بی توجه به مبارزه  کنونی ملت ایران در جهت کسب آزادی و نفی استبداد دینی بی جهت خود را مدیون مرحمتها و الطاف رهبری و دولت کنونی ایران دانسته و در جهت تداوم این الطاف و حمایتها پشت به ملت ایران کرده و لب به مدح و ستایش رهبر فرزانه و دولت نامشروع و غاصب و نابخرد ایران گشوده اند. امری که به شدت قلب ملت آزاده وسرافراز ایران را می فشارد و دل آنها را می آزارد و بعنوان خاطره ائی ناخوشایند هرگز ازیا د آنها نخواهد رفت .

 

ملت ایران امروز به رسم دوستی دیرینه خود با مردم لبنان و فلسطین و ضمن تشکر وقدرشناسی از بیانیه محبت آمیز یاران و دوستان لبنانی خود دو نکته را از قران و سنت به دوستان قدر ناشناس خود یادآور می شود :

 

1-هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟  2- الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم. والسلام     

 

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 

درخواست ۵۷ نماینده مجلس برای عزل و محاکمه مرتضوی



شبکه جنبش راه سبز(جرس): 57 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به رؤسای دو قوه مجریه و قضائیه، خواستار برخورد جدی و بدون ملاحظه با عاملین و مسببین فاجعه کهریزک به ويژه سعيد مرتضوي دادستان وقت تهران شدند.

 متن این نامه که در الف منتشر شده  به شرح زیر می‏باشد:

برادر ارجمند جناب آقاي آيت الله صادق لاريجاني
برادر ارجمند جناب آقاي دکتر احمدي نژاد

با سلام و احترام

يکي از حوادث تلخي که پس از انتخابات متعاقب قانون گريزي برخي از سياستمدارانِ متوهم پيدا شد، ماجراي بازداشتگاه کهريزک و جان باختن چند جوان مظلوم در اين حادثه بود. ماجرايي که رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان نظام را به شدت برانگيخت؛ ماجرايي که زبان طعن دشمنان را بر روي نظام گشود و با ظلم به حقوق جمعي از شهروندان به آبروي نظام مقدس ضربه زده است.

بر اساس گزارش کميته حقيقت ياب مجلس شوراي اسلامي از اين حادثه رنج آور که روز يکشنبه مورخ 88.10.20 در مجلس قرائت شد، فرد آمر در انتقال بازداشت شدگان به کهريزک، آقاي مرتضوي دادستان وقت تهران بود که برخلاف تدابير ابلاغ شده پيشين و با وجود ظرفيت پذيرش در بازداشتگاه اوين، اين تصميم را گرفت.

در گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضاييه که در مجلس هفتم انجام شد و در تاريخ 87.3.6 در مجلس قرائت گرديد، عملکرد نادرست و خلاف قانون همان دادستان يکي از محورهاي مهم گزارش بود. با کمال تعجب، متعاقب آن گزارش شاهد تلاش گسترده آقاي مرتضوي در تعقيب قضايي نمايندگان عضو کميته تحقيق و تفحص بوديم!

خواسته ما امضاء کنندگان اين نامه، نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي از رياست محترم قوه قضاييه اين است که با حق طلبي که بحمدالله دارند، نگذارند خداي ناخواسته در رسيدگي به پرونده متهمان بازداشتگاه کهريزک ماموران تعقيب شوند و دادستان وقت که از نظر گزارش رسمي مجلس، متهم به آمريت در اين فاجعه است و در گزارش تحقيق و تفحص سال 1387 نيز يکي از متهمان است، از تعقيب جدي و بي طرفانه مصون بماند. بديهي است که توجه اتهام به افراد، به دست قضات محترم اثر حقوقي دارد ولي انتظار اين است که داوران محترم دستگاه قضا اهتمام کافي براي دقت در ادله گزارش هاي بي طرفانه نمايندگان مردم شريف ايران به خرج دهند و خداي ناخواسته نتيجه آن نشود که قوه قضاييه نزد افکار عمومي به ضعيف کشي متهم گردد.

از رئيس جمهور محترم نيز انتظارمان اين است که فردي با چنين اتهامات مهمي را در منصب حساسي مانند رياست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا قرار ندهند. اخبار موثق حاکي از آن است که پس از عزل آقاي مرتضوي از دادستاني تهران در ماه هاي اخير، برخي از صاحب منصبان دولتي که خودشان نزد نيروهاي وفادار به نظام وجاهتي ندارند، تلاش کرده اند تا ماموريت آقاي مرتضوي به قوه مجريه انجام شود و چنين سمتي به وي واگذار گردد. دلسوزانه و مصرانه مي خواهيم که حداقل تا تعيين تکليف پرونده هاي حساسي مانند پرونده ماجراي کهريزک، اين امانت مهم را از وي سلب بفرماييد. بدين ترتيب به مظلومان حادثه و افکار عمومي نشان داده خواهد شد که جنابعالي به نظرات مجلس و گزارش هاي رسمي آن احترام مي گذاريد و اعزاز قانون و حقوق شهروندي را بر دوستي ترجيح مي دهيد.
 

تذکر مهدی کروبی به ولایتی



 

جنبش راه سبز(جرس): مهدی کروبی در نامه ای به دکتر ولایتی در خصوص اظهارات چند روز قبل ایشان نکاتی را به وی یادآور شد. متن این نامه  که در سحام نیوز منتشر شده، بدین شرح است:

باسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای دکتر ولایتی

سلام علیکم

مصاحبه شما مورخ شنبه ۱۷ بهمن با روزنامه وطن امروز حاوی ۲ اشتباه بزرگ تاریخی مربوط به مجلش ششم و سوم به مدیریت اینجانب بود که لازم است به آن اشاره گردد.

اول آنکه در ارتباط با تحصن تعدادی از نمایندگان مجلس ششم و رایزنی اینجانب و رئیس جمهور وقت با رهبری و نامه ها ئی که اینجانب امضا کردم نکته ای گفتید که خلاف واقعیت است. در این مصاحبه تصریح کرده اید که ” در اواخر مجلس ششم ۲ نفر از سران قوا نامه نوشتند به مقام معظم رهبری که انتخابات مجلس هفتم عقب بیفتد، اما ایشان محکم ایستادند و گفتند سر همان تاریخ که وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کردند باید این انتخابات برگزار شود و استدلال هم این بود که اگر این کار رویه شود و انتخابات انجام نشود عملا جمهوری اسلامی بدون قووه مقننه می شد … ” همانطور که میدانید بدنبال رد صلاحیت فله ای نمایندگان مردم و تعداد بسیار زیادی از هموطنانمان توسط شورای نگهبان، تعداد قابل توجه ای از نمایندگان به تحصن در مجلس اقدام کردند که موضع اینجانب در این ارتباط بر همگان روشن است. با این وجود در جهت حل آن معضل آقای خاتمی رئیس جمهور محترم وقت و اینجانب به رایزنی در این ارتباط اقدام کردیم و فعل شورای نگهبان را نه تنها مغایر قانون دانستیم بلکه در جهت حاکمیت اقلیتی که مقبولیت عامه نداشتند و با تبر نظارت استصوابی می خواستند قوه مقننه را به دست آورند. خواست صریح اینجانب در دیدارهای مشترک، اعاده صلاحیت ها و به رسمیت شناختن حق مردم در انتخابات بود و لا غیر. در دیدار ها و نامه هایم هرگز خواستار تاخیر در برگزاری انتخابات مجلس هفتم نبوده و از رهبری تنها در جهت حل و فصل رد صلاحیت های نمایندگان و کاندیدا های محترم درخواست داشتم تا با دستور مناسب خود زمینه انتخابات رقابتی را فراهم سازند. ایشان هم ذیل نامه مشترک ما به دبیر محترم شورای نگهبان دستور دادند که نظرات آقایان تامین گردد که به این دستور توجهی نشد و حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان نادیده گرفته شد و آن انتخابات سرد را شاهد بودیم. برخی از اعضای دفتر رهبری از موضع من و جریان امور بخوبی مطلعند.

در قسمتی دیگر از مصاحبه خود اشاره کرده اید که عده ای در مجلس سوم که امروز باعث مشکلاتی در کشور شده اند خواستار این بودند که وزارت خارجه اعلام کند آمریکا به خاک ما تجاوز کرده و با نامیدن صدام به خالد بن ولید در کنار صدام به جنگ برویم . همچنین ادعا کرده اید “در مجلس سوم اکثریت تلاش می کردند که دولت و رهبری را سوق دهند به سمتی که ما در کنار عراق با آمریکائی ها بجنگیم”. جای بسی تعجب است از فردی که سالها وزیر خارجه این کشور بوده، اظهار نظر و نطق یک نماینده محترم مجلس از جریان چپ را موضع آن جریان اعلام کند در حالیکه نظر صریح برخی از بزرگان اصولگرا در این زمینه را نادیده بگیرد. اگر فراموش کرده اید بفرمائید تا نام آن عزیزان را ذکر کنم. همگان میدانند مواضع فردی نمایندگان در نطق های خود بیان می شوند و تعمیم نطق یک نماینده به کل مجلس امری غیر معقول است.

آقای دکتر ولایتی
از شما که فردی شناخته شده و با سابقه هستید انتظار است در ذکر حوادث دوران خود دقت لازم و رعایت امانت را بنمائید. برای فردیکه می خواهد تاریخ نگاری کند و سیر تاریخی این کشور را در ادوار مختلف بررسی کند، اشتباه چه سهوا و چه عامدانه – بنا به مصالح جریانی و سیاسی موجود که تهاجم به مجموعه ای دستوری و وظیفه همگانی شده- جای بسی تاسف است .

مهدی کروبی

۱۹بهمن ۱۳۸۸

نامه رهبران جوان جهان به رهبر ایران: اعدام و تجاوز به حقوق ایرانیان را خاتمه دهید



شبکه جنبش راه سبز (جرس): یکصد نفر از رهبران جوان جهان که از میان چهره های دانشگاهی، فرهنگی، مخترعین، مدیران شرکت های تجاری-صنعتی، هنرمندان و نویسندگان انتخاب شده اند، در نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی ایران با ابراز نگرانی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران، خواستار پایان دادن به تجاوز علیه حقوق مردم و اعدام شهروندان ایرانی شدند.

 

به گزارش جرس، این نامه به امضای رهبران جوانی از کشورهایی چون: چین، هند، شیلی، تانزانیا، کانادا، امریکا، ژاپن، روسیه، نروژ، انگلستان، مغولستان، موزامبیک، سوئیس، فلسطین، مکزیک، آرژانتین، ایرلند، برزیل، آلمان، نیجریه، کره جنوبی، کوبا، آفریقای جنوبی، هلند، دانمارک، اندونزی و ایران رسیده است.

 

متن کامل این نامه به این شرح است:

 

رهبر جمهوری اسلامی ایران آیه ا... خامنه ای

ما امضا کنندگان زیر بعنوان رهبران جوان از سراسر دنیا، با نگرانی روزافزون، شاهد تحولات پس از انتخابات اختلاف برانگیز ریاست جمهوری خرداد ماه هستیم. سوالات جدی، بی پاسخ و حل نشده میلیونها ایرانی در خصوص مشروعیت انتخابات، ما را نگران و مشوش نموده است. محاکمات و احکام صادره، کشتار و اعدام ایرانیانی که خواستار حقوق انسانی ابتدایی خودشان، در مورد نحوه برگزاری انتخابات و پیامدهای ان هستند، به شدت ما را متاسف و متاثر کرده است ودر این خصوص اعلام خطر می کنیم.

ما از شما بعنوان رهبر ایران تقاضا می کنیم که به شوون انسانی مردم احترام گذاشته، رحم و انصاف خود را به نمایش گذارید. از شما خواستاریم از تمامی اختیارات خود برای پایان دادن به تجاوز علیه حقوق مردم استفاده کنید . مهمتر از همه اعدام شهروندان را خاتمه دهید و به حقوق بنیادی مردم خود احترام گذارید تا اینکه ایران بتواند مورد احترام دنیا قرار گیرد و نمونه خوبی از روشنگری دین اسلام باشد.

حکم سحر گاه

محمد-راز –

قاضی به همه حکم سحر گاه بداده
بر عاشق دین نام محارب بنهاده
نامی ز خدا او ننوشتست به قلبش
با نام خدا سربه همه کفر نهاده
بی پرده بریزی همه گه خون من و تو
زحاک کنون نام ز او باز ،ستانده
ای کاوه بیا وقت رهائی ز ستم گشت
ابلیس به این خاک کنون پای نهاده
سبزند همه عارف و عاشق به ره عشق
دشمن به ره جهل وسیاهی بفتاده
وقت است کنون تا که بجنگیم به دشمن
وی بیرق ایران به اجانب بنهاده
از خون جوانان وطن لاله برآمد
این لاله چه سبز است ،که در باغ نهاده
راز دل خود جز به همه دوست نگوئید
اغیار به ابلس کنون سر بنهاده
محمد راز

 

VN:F [1.7.7_1013]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.7.7_1013]
Rating: 0 (from 0 votes)
  • Share/Bookmark

دخمه

ح . ه –

هبوط
و فرود بر دالانی پر پیچ
هر پیچش¬اش شکارگاه پیک
پیک¬های آزادی
آه آزادی
کز آن نیست جز یادی
جز یادی
از دور دست¬های رویا
اینجا فریادهای آزادی
زیر تیرک دار
در حلقومی که مرگ نصیبش . .

در چشم¬هاشان التماسی
به سیل دردی
به قطره¬ای مواج
فرو می¬چکد
و چه کسی می¬داند
که او حتی فرصت دفاع نیز نیافت
کمی آن سوتر
در این تنگ نظر
که دیوارهایش به بخل می¬فشارند ما را
صدای نجوای تنی زیر تازیانه
به مباهات
به دل کوچک من فخر می¬فروشد
آنان
نجوایشان رمزی است
در گوش¬هایی که سکوت را بسیار شنیده¬اند
من
شاید در خوابم
که آنان که بیدارند
از شکوه این ستارگان
آرزوی سوختن دارند
تنها آنان که به شب یورش می¬برند
می¬دانند
ستارگان در عالمشان خورشیدند
وای از شوقی که در میان¬شان
در پس دخمه¬های تاریک
به هنگامه¬ی درخشیدنشان در چشم¬های عاشق
پرواز را لحظه¬ای هدیه می¬دهند
آنان حجت هر چیز بزرگ
هر چیز کوچک
از آنگونه که انسانیت را به پا می¬دارد
در دخمه¬های تاریکند
مردی است آنجا
زیر باران هر تازیانه
گویی مست است
چشم از جهان بسته است
به وردگونه لحنی
نجوایی را زیر لب مزه مزه می¬کند
گویی شرابی است
جاودانه
و من در خواب
می¬نوشم آب
که بیداری
به درد میسر است
آری

ح . ه ۲۱/۷/۱۳۸۸

 

 

VN:F [1.7.7_1013]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.7.7_1013]
Rating: 0 (from 0 votes)
  • Share/Bookmark

من همانم



بهنام رادمنش -

من همان کوهم که بر آوار غمها زاده ام                        من همان جامم که گه پر می کنند از باده ام

من همان مردم که گاهی ساده ام                                   از برای عشق خود از قله ها افتاده ام

من همان بادم به صحرا در عبور                                   می کنم فریادی از عشق و غرور

من همان خاکم به زیر پای تو                                           گر شود،روزی بگیرم جای تو

من همان دریای بی موج و برم                                         هر زمانی بگذرد آب از سرم

من همان برگ درخت خسته ام                                           بیصدا خود را به شاخه بسته ام

من همان مجنون مادرزادیم                                              می شناسد هر کسی آبادیم

من همان کور و کر و لالم که دوش                                    جام می دادی بمن، گفتی بنوش

من همان دوران استبدادیم                                                 خسته ام،آواره ی یک شادیم

من همان اشکم،وجودم گرم گرم                                        میچکم بر گونه هایی سرخ و نرم

من همان رودم شتابان در شتاب                                         گاهگاهی خفته بر رویم حباب

من همان بازنده ی دنیاییم                                                 از جهان سوی جهنم راهیم

من همان مستم که یادم نیست دوش                                       هوش خود دادم به پیر میفروش

من همان رویین تن دیروزیم                                               در درون محتاج جنگ افروزیم

من همان دست به خون آغشته ام                                        عاشقان را بارها من کشته ام

من همان فردای دیروز خودم                                              تا بجنبم آن نباشم،این شدم

آنتی خشونت

???? : هادی حیدری

آنتی خشونت

موسوی: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد



جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است -

  وی تاکید کرد که جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.مهندس موسوی گفت:دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.

به گزارش کلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، به شرح زیر است:

دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک می‌گویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی می‌گوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره و یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست.این انقلاب یک پدیده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.

 

انقلاب نتیجه 20 سال تلاش ملت

 

 

نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است این‌که خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و این‌گونه نیست که فقط یک عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاش‌های بی‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشه‌ای سابقه موضوع به بیش از چند دهه می‌رسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.

 

دلایل پیروزی انقلاب

 

 

دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته‌اند. اما هیچ‌یک از این دلایل نباید ما را از ریشه‌ها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.

 

تحلیل شعارها

 

 

تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر می‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیل‌کننده این شعار اصلی است.

یکی از شعارهایی که در راهپیمایی‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمی‌داد، بلکه مردم خود لمس می‌کردند که عده‌ای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را می‌خوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهید می‌داد به او تبریک می‌گفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم می‌زدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عده‌ای از یاران، این دوران را ندیدند.

خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی می‌تواند داشته باشد.

 

قانون اساسی حاصل فضای گفتگو

 

 

وقتی به قانون اساسی باز می‌گردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این می‌شود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.

به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل با توجه به آیاتی که در این جلسه قرائت شد، باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف می‌کنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف می‌کنند. اما برای اینکه به آن سرچشمه‌ها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.

حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغه‌هایی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحث‌های خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بی‌دلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت‌ ما بوده است و این‌گونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروه‌ها بوده است.

اینگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، درواقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیم‌های سابق بوده که چنین کارهایی را انجام می‌دادند. لذا به خاطر این‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.

این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروه‌هایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما می‌بینیم حقایقی گفته نمی‌شود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیان‌های انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسیر خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه می‌دهند.

 

قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته

 

 

برای همین می‌بینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ می‌شود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن می‌تواند به باطل شدن بخش‌های دیگری منجر شود و آ‌ن را بی‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.

به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود می‌برند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز می‌گردد، فکر می‌کنم معدل نتایج و چالش‌هایی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرف‌نظر کنیم.

مثالی در این مورد مطرح می‌کنم. البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کم‌اهمیت به نظر می‌رسد هم مطرح شود. یکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.

همه می‌گفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر می‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غیر از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ایم و ظرفیت عظیم آن را که می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ایم.

اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیت‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌تواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.

شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمی‌پردازیم، محل سؤال است و فکر می‌کنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمی‌خواهم بگویم سوء‌نیتی وجود دارد، ولی یکی از بحران‌های رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ایم.

 

باز تفسیر قانون اساسی

 

 

آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.

شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونی‌هایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاست‌های آن منعکس بود تا این‌که بلوک شرق فروریخت.

این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در میان ملت‌ها گسترش می‌دهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.

 

عقب افتادگی حاکمیت از سرعت تحولات

 

 

یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقب‌افتادگی را حس می‌کنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی می‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمی‌شود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.

درحقیقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می‌خواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق می‌افتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.

بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجاب‌انگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهایت استفاده را ببریم. اما می‌بینیم در این رابطه مشکلاتی داشته‌ایم و نتیجه می‌شود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمی‌تابند و احساس خطر می‌کنند. برنامه را قطع می‌کنند و درست برعکس آن عمل می‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن می‌تواند بسیار مهم باشد.

 

ضرورت اصلاح نوع نگاهها

 

 

درست گاهی برعکس مسئله عمل می‌شود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام‌ های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمی‌تواند منجر به اصلاح امور شود.

آن نگاهی می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.

 

انتقاد از تقطیع کلام امام

 

 

نکات دیگری هم وجود دارد که می‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بینیم. متأسفانه گفته‌های بریده، بریده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل می‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر می‌کند، بشنویم، منجر به این می‌شود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این می‌تواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.

البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود می‌بینیم و به آن سرچشمه رجوع نمی‌کنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.

 

خطر بزرگ استفاده ابزاری از دین

 

 

در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکت‌هایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی می‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات می‌تواند دین را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.

 

اهمیت استقلال و نگرانی از سوء استفاده از این شعار

 

 

مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روس‌ها و انگلیس‌ها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.

اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرند که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من می‌خواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق می‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغییر دهیم. آن موقع می‌توانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده می‌کنیم نتیجه آن تناقض‌هایی است که اکنون می‌بینیم. از یک سو نامه‌های مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف می‌فرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام می‌کنیم و سعی می‌کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمی‌توانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.

فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، می‌خواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با اینکه این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاه‌های تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک می‌کنیم. این کشور باز خود را بی‌نیاز نمی‌بیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور و یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟

این در حالی است که با آنها نامه‌نگاری می‌کنند به ما می‌گویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمی‌پذیریم.

 

جنبش سبز و تعامل با دنیا

 

 

جنبش سبز یا این شعار بوجود آمده که می‌خواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمی‌کنیم و دچار ماجراجویی نخواهیم و افراط و تفریط نمی‌شویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچ‌وجه، منافع بیگانگان تعیین‌کننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.

 

جنبش سبز مستقل است

 

 

جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم. و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.

دلیل این که این مسائل امروزه با جنبش شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام می‌دارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و براساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.

در شرایط فعلی آن چه جوانان می‌توانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کرده‌ایم استفاده کند.

 

جنبش سبز خردگراست

 

 

جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.

باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علی‌رغم تلخی‌ها، مشکلات، سرمایه‌ای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.

 

جنبش سبز مسالمت آمیز است

 

 

باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.

متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند. جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.

 

با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم

 

 

نهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیت‌ها و تلخی‌ها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است. حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایام‌الله است. و می‌تواند ویژگی‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در این‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.

 

این اقدامات هیچ ربطی با اسلام ندارد

 

 

تذکر آخر این که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آمیز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گریزی می‌شود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت می‌گیرد ضرر آن به اسلام بازمی‌گردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.

اگر می‌خواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.

زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.

اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.

هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دوره‌هایی از این مسائل را داشته و بسیار خوش‌بین هستم که خداوند نتیجه این تلاش‌ها را به ثمر می‌رساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشه‌ها، از اقوام و از گویش‌های مختلف نترسیم.

هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما این‌قدر برای این موضوع مسئله ساخته‌ایم. در انتخابات هر جا می‌رفتیم، می‌گفتند، اینجا با موضوع زبان این‌گونه برخورد کردند.

ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

 

دادگاه محسن میردامادی فردا برگزار می شود



جنبش راه سبز (جرس): دادگاه محسن میردامادی  دبیرکل حزب مشارکت،  نماینده  تهران در مجلس ششم  و ریاست کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم فردا برگزار می شود . وی از روز 30 خرداد تحت بازداشت قرار گرفته است.

 

محسن میردامادی از رهبران دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا را آفریدند و صلاحیتش برای انتخابات مجلس هفتم مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفت. میردامادی همچنین مدیرمسئول روزنامه نوروز ارگان جبهه مشارکت بود و در تیرماه سال ۱۳۸۱ علاوه بر توقیف روزنامه‌اش، به ۶ ماه حبس محکوم شد.

 

مهدی میردامادی فرزند محسن میردامادی نیز پس از انتخابات بازداشت شده است. خانواده میردامادی گفته‌اند که وی در منزل شخصی اش با حکم دادستانی بازداشت شده و ماموران منزل او را تفتیش کرده اند.

 

پیش از این قرار بود دادگاه میردامادی 28 دی ماه برگزار شود که به گفته هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع وی اين دادگاه به دليل تداخل با جلسه رسيدگي به پرونده متهمان حوادث روز عاشورا به فرداموكول شد.

تجمع دانشگاه شریف ۱۸ بهمن – دانشجوی زندانی آزاد باید گردد



لینک برای دانلود

تجمع دانشگاه شریف ۱۸ بهمن